تبليغاتX
نازترین احساس

آخه این چه دنیاییه؟؟؟
·به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!!

آخه این چه دنیاییه؟؟؟
·اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!!

... ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 16:13  توسط نونا | 

خدایا! دلتنگ شده ام به اندازه ی آسمانت!
 دیروز آرزو داشتم می توانستم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد،
اما امروز فهمیدم اتفاق هم که بیفتد، باز من زندگی خواهم کرد ... چون تو می خواهی!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 9:17  توسط نونا | 

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض


یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها! حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست
"دوستت دارم عشقم"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 12:23  توسط نونا | 

تقدیم به تو که نمیدانم در خاطرم می مانی

یا برایم خاطره می شوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 9:6  توسط نونا | 

 

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را نداشته باشد
تندیس زیبایی نخواهد شد
از زخم تیشه خسته نمی شوم
چرا که وجودم شایسته تندیس است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 14:28  توسط نونا | 
اين هم عکس خانم لورا در کارتون جزيره ناشناخته (سرنتي پيتي و کونا)
کارتون جزيره ي ناشناخته (سرنتي پيتي) رو يادتون هست؟ هميشه اين خانم لورا فقط اسمش بود و خودش نبود.
بيخود نبود اين پسره کونا سر و تهش رو ميزدن. ميرفت پيش خانم لورا !!
اون موقع من نميدونستم سانسور چيه؟
تو دوران کودکي پيش خودم فکر ميکرم اين خانم لورا که هيچ وقت نميبينمش حتمن يه چيز خيلي خارق العاده هست مثل مامان چوبين.
حالا نگو اون موقع کارتن ها رو سانسور ميکردن.
اون زمان ديگه اينترنت و ماهواره هم نبود حقيقت رو بفهميم.
الان وقتي فکر ميکنم ميبينم عجب نامرد بودن اين ها.
خدا نگذره ازتون که با احساساتم بازي کرديد...!
چوبين هم مامان داشته، ولي به ما نشونش نداده بودن! عکس رو که ديدم احساس کردم بهم خيانت شده.
چوبين شخصيت مهمي بود توي بچگي من. مامان داشته، آخرش هم به مامانش رسيده، اونوقت بخاطر شئونات اسلامي بچه رو بي خانواده کردن.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 13:27  توسط نونا | 

درد من عاشقیست احساسم در این روزها دلتنگیست
دردی در سینه ام دارم که تنها قلبم میداند
احساسی در قلبم دارم که تنها خدا میداند
این روزها دلم بدجور هوایت را کرده است
دلم برایت تنگ شده است خیلی برایم عزیزی
تا تو را دارم هیچ غمی جز غم دوری ات در دل ندارم


کاش در کنارم بودی ، کاش بودی تا دیگر هیچ غمی در دل نداشتم
نیاز من در کنار تو بودن است ، آرزوی من همیشه با تو بودن است
خسته نمی شوم از دلتنگی اما شاید لحظه ای تنها دلشکسته شوم
می سازم با این لحظه های دور از تو بودن
و میگذرانم این لحظه های نفسگیر را
از من خواسته بودی هیچگاه اشک نریزم
راستش را بخواهی اینک چشمانم پر از اشک
است !چشمم مثل قلبم صبور نیست
زود می شکند و زود دلش هوای دیدن تو را میکند
درد من ، درد تو است ، درد ما درد عشق است
با درد عشق سوختم ، با لحظه های دلتنگی ساختم
عاشق ماندم و عاشقانه با یادت زندگی میکنم
در لحظه های دلتنگی در گوشه ای مینشینم و به تو می اندیشم
دلم بدجور بهانه میگیرد ، تو مال منی اما در کنارم نیستی
درد من عاشقیست ، دردی که دوای آن فقط تویی
بیا و با حضورت در کنارم مرا درمان کن
در این لحظه هایی که در کنارم نیستی دلم تنها تو را میخواهد
تنها تو میتوانی درد دلم را درمان کنی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 12:25  توسط نونا | 

 شب و احساس دلتنگي
از اينجا تا خيال تو
يه ساعت نيست كه رفتي و
بهونه مي كنم جات و
رها شو با من اين لحظه


هوا عطره تو رو داره
دوباره خونه دلگيره
چشام تا صبح بيداره
مي خوام تا حس كنم ماه و
تو آغوشم كناره تو
چقدر لمس تنت خوبه
مي گيرم حس دستات و
يه فرصت از چشات مي خوام
يه لحظه با تو تنها شم
توي آرامش دستات
بمونم تا كه پيدا شم
صدام كن كه خيال تو
منو تنها نميذاره
دلم از حس دلتنگي
توي اين لحظه بيزاره
نباشي بي تو تاريكم
توي تصويره آئينه
تو مي رقصي و چشم من
فقط رويات و ميبينه
هنوزم وقت تنهايي
نگاهم بونه مي گيره
تو رو مي خوام و دور از تو
يه جورايي نفس گيره

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 9:19  توسط نونا | 

آهای دختر دریا بازم صبح شده پیدا
پاشو چشماتو واکن تودریا رو نگاه کن
می خواد بنشینه خورشید توی مرمر دستت
صدف می ریزه نم نم از اون چشمای مستت


آهو می گه که قلب تو یه صحراست
صحرا میگه دروغ نگو یه دنیاست
بارون میگه اشک های تو یه چشمه ست
چشمه می گه دروغ نگو یه دریاست
نزار شبنم اشکات بباره دونه دونه
چو مروارید غلتون بریزه روی گونه
یه جفت گوشواره داری تو از سکه خورشید
دو چشمون تو از شب اومد مهتاب و دزدید
ماهی می گه راز تورو به دریا
دریا می ره می گه به گوش ابرا
ابرا می گن راز تو رو به بارون
بارون میگه به دشت و صحرا...

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 13:12  توسط نونا | 

عشق من به تو
مانند رود كوهستاني است
پيوسته و پايدار
عشق من به تو


شبيه تابش ابدي خورشيد است
يا مانند دريا كه هرگز نمي آسايد
امواج قوي و نجيبش
كه از آغوش بازش پيوسته مي گذرد
عشق من به تو
مانند درختي است
كه در قلب ريشه كرده است
عشقي بي قيد و شرط
حقيقي و ابدي
و خاموش نشدني ..

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 12:58  توسط نونا | 

دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

 
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 10:39  توسط نونا | 

گل آفتابگردان را گفتند:

چراشبها سرت را پایین می اندازی؟

گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم

به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 11:10  توسط نونا | 

هرچند تنهايي را دوست ندارم، اما دوست دارم در قلب تو تنهاي تنها باشم!

...

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 13:48  توسط نونا | 

آسمان میبارد
به حرمت کداممان
نمیدانم!!!
همین بس که میدانم
باران...


صدای پای اجابت است
و خدا با تمام جباریتش
ناز میخرد
پس نیاز کن...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 10:0  توسط نونا | 

می نویسم باران!
می نویسم سرما!


می نویسم غم و اندوه و نفس!
می نویسم احساس، تا بدانی دل من بی تو گلم میمیرد
و بدان دل سرد است و کمی بارانی،
غم سراسر دل من پر کرده، کاش اینجا بودی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 12:46  توسط نونا | 

شاید آرام تر میشدم
فقط و فقط
اگر میفهمیدی
شعرهایم به همین راحتی که می خوانی
نوشته نشده اند


اينكه چقدر از آن روزها ميگذرد 
يا اينكه چقدر هردويمان عوض شده ايم،
اصلا مهم نيست!
باران كه مي بارد
هر وقتي كه مي خواهد باشد 
دلهايمان هواي هم را مي كنند

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 10:34  توسط نونا | 

من پذيرفتم شکست خويش را
پندهاي عقل دور انديش را
من پذيرفتم که عشق افسانه است


اين دل درد آشنا ديوانه است
مي روم شايد فراموشت کنم
با فراموشي هم آغوشت کنم
مي روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب ديدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز ما مي روي
آرزو دارم ولي عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را
تلخي برخوردهاي سرد را

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 8:18  توسط نونا | 

حضورت همچون معماي حل ناشدني‌ست...
تو آنقدر ساده و راحت آمدي که من شيفته صداقت و سادگي‌ات شدم،
نمي‌خواهم به اين زودي ها حرف از جدایی باشد و الهی اصلا نباشد،
مرا تنها نگذار! کاش مي شد قايق خسته جسمم در ساحل وجودت آرام گيرد..
و من مي توانستم کوله بار سنگين دردهايم را در بيراهه‌هاي بيقراري،
آنجا که دست هيچ آدمي زادي به آن نرسد رها کنم...
و مجبور نبوديم در ميانه راه، ديوار سرد جدايي را پيش رو ببينيم.


کاش تا آخر راه دل به جاده مي سپرديم
مثل سايه، مثل رويا...
آيا طاقت مي‌آورم اين همه خاطره را رها کنم
و آيا تو مي تواني با بي‌احساس ترين احساسها رها شوي!؟
و آيا از اين مرداب و دشت وسيع به سلامت خواهيم گذشت؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 10:43  توسط نونا | 

نگاهت با منه اما خيالت رو نمي دونم
تو اين راهي كه ميرم من يه بن بستيه مي دونم
من از حادثه لبريزم تو و خواب پريشوني
نگاهت مي كنم اما نگاهم رو نمي خوني


تو آغوش كدوم رويا تو رفتي كه فراموشي
صدات كردم و مثل شب سكوتي سرد و خاموشي
كدوم حسي تو رو از من گرفته مثه تنهايي
دل آرومي ندارم من تو اين لحظه كه اينجايي
به دنبال يه خورشيدم تو تن برفي دستات
خيالت پي كي رفته من و رد مي كنه چشمات
غروبهاي نگاه تو يه احساس غريبونست
پشيموني تو از اينكه كنارت دل ديوونست
تو اين راهي كه رفتم من دو راهي تو و قلبم
يه احساسي به تو دارم نميذاره كه برگردم
همونقدر كه ازم دوري خيالم به تو نزديكه
يه سوسوي ضعيفي هست نباشي خونه تاريكه
يه شب خواب تو رو ديدم يه عمررفته فراموشم
نميدم قلبت و حتي برنگردي به آغوشم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 9:24  توسط نونا | 

تو هنوزم مثل قصه واسه پرواز خيالي
حس خوبه يه بهونه واسه بارون چشامي


تو نگاهت مثل آفتاب تا هميشه مهربونه
قلب پاكت مثل آينه كه هميشه روبه رومه
لحظه هاي عاشقونه در كنارت آرزومه
داشتن تو واسه قلبم مثل فتح آسمونه


كاش بدوني كه به جز تو عشقي از خدا نمي خوام
تو كه باشي در كنارت تا ابد مالك دنيام
مثل جاده كه هميشه واسه رفتن و عبوره
لحظه هاي خوبه با تو از شب وحادثه دوره
خواب چشمات مثل بارون توي خلوت نگامه
وقتي نيستي غم دنيا مثل كوهي سر رامه
انتظار ديدن تو مثل بارون بهاره
هيچكي جز من نمي تونه آرزوت كنه دوباره
شب تنها شدن من زير بارون ستاره
كاش يكي بود ميرسوندش دستات و به من دوباره

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 9:7  توسط نونا | 

سهم من همه خاطرات تو ...
هوا سرد است...
تو مرا تنگ در آغوش می گیری


تنت را بو میکشم
دستانت را می فشارم
هوا سرد است ... دلم می لرزد
اما
گرمای قلبت را حس میکنم
مست می شوم در ثانیه هایی که با عطر تنت نفس میکشم
همه عمر عزیز من خواهی ماند
آنجا در آن دور دست ها
خواهم نشست و بالاپوش بنفش را بخود می پیچم
همراه لای لای صندلی، زمان را ورق خواهم زد
لبخند میزنم... لبخند می زنی برای همه‌ی گذشته ها
سهم من...
همه‌ی خاطرات تو شد برای همه عمر

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 8:4  توسط نونا | 
به سلامتیه اون دختری که وقتی تو خیابون یه لکسوز بهش بوق میزنه

بازم سر شو میندازه پایین و زیر لب میگه:اگه lamborogigni هم داشته

باشی .. چرخ پراید عشقمم نیستی...

به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل

میفته بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌

انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی..

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 12:52  توسط نونا | 

چرا حس میکنم هستی کنارم

چرا این رفتنو باور ندارم

چرا گم می کنم روز و شبم رو

چرا حس میکنم داری هوامو

چرا هستی میون خواب و رویام

چرا پُر میشی تو(ی) هُرم نفسهام

دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم

میخوای بری تو رو به این ترانه می سپارم

ولی نرو ...نرو بمون

نرو که جز تو چاره ایی بجز خودت ندارم

نرو بمون نرو بمون نرو بمون کنارم

آخه ترانه هام همش بهونتو میگیرن

اگه بری همه کهنه میشن، بی تو میمیرن

آگه بری چشام و پشت جاده جا میزارم

اگه بری خودم بارون میشم برات میبارم

دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم

میخوای بری تو رو به این ترانه می سپارم

ولی نرو ....نرو بمون

نرو که جز تو چاره ایی بجز خودت ندارم

نرو بمون نرو بمون نرو بمون کنارم

نرو بمون خیال نکن بدون تو دووم میارم

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 9:20  توسط نونا | 

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم
کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند
دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم
 
آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند
و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم 
اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم
ما از آژیر قرمز می ترسیدیم
ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی
ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام 

ما چیپس نداشتیم که بخوریم 
حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم
ما ویدیو نداشتیم
ما ماهواره نداشتیم 
ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است 
ما خیلی قانع بودیم به خدا  

 

صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی
یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش A.B.C.D  
زنهای فیلمهای تلوزیون ما توی خواب هم روسری سرشان می کردند


حتی توی کتابهای علوممان هم با حجاب بودند
ما فکر می کردیم بابا مامان هایمان ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند  
عاشق که می شدیم رویا می بافتیم
موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم
 
جرات نداشتیم شماره بدهیم مبادا گوشی را بابا هایمان بردارند
ما خودمان خودمان را شناختیم 
بدنمان را 
جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم 
هیچکس یادمان نداد

و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل 
نسلی که عشق و حال هایشان را توی شهر نوها و کاباره های لاله زار کرده بودند  
و نسلی که دارد با فارسی وان و من و تو و ایکس باکس و فیس بوک بزرگ می شوند  
و هیچکدامشان مارا نمی شناسند و نمی فهمند نه قبلی ها و نه بعدی ها

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 10:37  توسط نونا | 
زندگی زیباست به شرطی که زیبا بنگریم ....بدون غل و غش!!

همین

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 13:43  توسط نونا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من خیلی زود از پدر و مادرم جدا شدم...می تونی این احساسمو درک کنی؟!
با این حال سعی میکنم زیباترین احساساتمو بیان کنم حداقل برای خودم... .

پیوندهای روزانه
$عشق$
×الهه شرقی×
#دختران یخی#
نمه نمه بیا تو بغلم
عاشقانه ترین نگاه
دنیای آرزوها
مهاجر
تنهایی تنها باد...!
مسافر تنهایی
آلبالو شیرین
رویداد
یه دوست آسمونی
×روزهـــــای دور از تــــــو×
جاده تخیل
بیتا فتاحی
×خزان×
:آهسته وحشی می شوم:
به دنبال...
بیتا زیبای خفته
* *آزادتر از همیشه* *
کدامین جاده
یاسی زخمـی عشـق +
راز من و گیتارم
بی بازگشت
دیگه دوستش ندارم
هــم نفــس صبـحدمان
تنها عشـق حقیـقت دارد
روزهای توت فرنگی من
حرفهـــای لخـتـه شده
معشوق بــــــی وفــا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1390
آذر 1390
آبان 1388
دی 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آرشیو موضوعی
اس ام اس های عاشقانه
عاشقانه ها
درد فراق
حوادث
گالري عكسام
معجزه های قرن
عجیب و عبرت انگیز
خوانندگان
دانستنی ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان